{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمی

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمی
تنهایی تلخ زلیخارا نمی فهمی
هاجر نباشی چاه زمزم را نمی یابی
نازا نباشی درد سارا را نمی فهمی
شاید بدانی حال عیسا و صلیبش را
اما غم و اندوه عذرا را نمی فهمی
آدم شدن سهم بزرگی نیست وقتی که
در عطر و رنگ سیب، حوا را نمی فهمی
بی وقفه می کوبی به طبل عاشقی اما
عاشق ترین مخلوق دنیا را نمی فهمی
یک قطره ای در گوشه ی یک چشم می مانی
صدسال دیگر راه دریا را نمی فهمی
دیدگاه ها (۱)

میزنم سازی بیا, امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و ...

این شعر غزل نیست,شراب است,بنوششاین قافیه مست است وخراب است ب...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

عشوه هایت مست مستم می کندخـــــنده هایت بت پرستم می کندحرف ه...

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمی تنهایی تلخ زلیخارا ن...

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمی تنهایی تلخ زلیخارا ن...

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمی تنهایی تلخ زلیخارا ن...

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمیتنهایی تلخ زلیخارا نمی فهمی ه...

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمی تنهایی تلخ زلیخارا نمی فهمی...

عاشقانه

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمیتنهایی تلخ زلیخارا نمی فهمیها...

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمی تنهایی تلخ زلیخارا نمی فهمی ...

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمی تنهایی تلخ زلیخارا نمی فهمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط