{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شعر غزل نیست,شراب است,بنوشش

این شعر غزل نیست,شراب است,بنوشش
این قافیه مست است وخراب است بپوشش

این مصرع عریان به کسی رحم ندارد
هرکس شنوَد عقل رود از سرو هوشش

گویند که ساقی می یکدست ندارد
ای وای اگر این برسد باز به گوشش

ما مست می او شده اینگونه نویسیم
بی باده ی او نیست قلم شوق خروشش

او مستیه می هست و,خودش ساقی ساقی
صد مهدی مختار بوَد خرده فروشش

هرجا که یکی مست شد از قافیه ی او
صد مسجدو میخانه گذارند به دوشش

آنکس که نخورداست به او جام رسانید
وانکس که شده مست بگوئید که نوشش

هرکس که نفهمیده به پیغام رسانید
وانان که نفهمند ,گذارید خموشش

این شعر غزل نیست نه این شعر غزل نیست
این شعرشراب است,شراب است بنوشش.
دیدگاه ها (۱)

خطایت هر چ بود آدم..... ب جرم سیب دزدیدن تورا از خویش پر داد...

اسرار ازل را نه تو دانی و نه مناین حرف و معما نه تو خوانی و ...

میزنم سازی بیا, امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و ...

عاشق نباشی حال لیلا را نمی فهمیتنهایی تلخ زلیخارا نمی فهمی ه...

این شعر غزل نیست,شراب است,بنوششاین قافیه مست است وخراب است ب...

........چه کنم هرچه قلم ، نقش زند کاغذِ دلعاقبت زمزمه ای ...

یگه بخونید نمیدونم چی بنویسم💓 💓 💓 #گفتم_که_به_مدحش_چه_نویسم#...

بیا لیلی بیاور عشق را کاشانه اش با من سر مجنون و شیدایی، دل ...

نفست پنجره ای رو به جهان وا کردهشاعران را غزلِ موی تو شیدا ک...

رسول چهارمحالی شاعر ازنایی

سعید سکاکی شاعر نیشابوری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط