{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار را گذاشته ام پشت چین های دامنت

بهار را گذاشته ام پشتِ چین هایِ دامنت
تو بیایی چای دارچین که هیچ
چایِ بهارنارنج هم آماده است
تو بیا
من عطرِ اردیبهشت را از همین حالا
از همین زمستان یخ زده
به تمامِ دنیا می پاشم
گفته بودم به معجزه ی عشق ایمان بیاور
نیاوردی !
من با همین چای و همین تو
یک دنیا را عاشق می کنم
دیوانه جان !
تو چه می دانی کسی که همه چیز را می سپارد به دل
چه رسوایی می شود
حالا هِی نیا
حالا هِی نباش
حالا هِی گوش هایت را بگیر
چشمانت را ببند
و باور نکن که عشق
مرا چه لامذهبی کرده است
که به هیچ صراطی جز تو
مستقیم نمی شود
بهار را گذاشته ام پشتِ لبخندِ تو
تا هربار برایِ من می خندی
تمامِ دنیا را در زمستانی ترین فصل
بوسه بارانی کنم به گرمایِ مرداد


#عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۱)

والــــــــــــــــا

ﺩﺭ ﻭﺟـــﻮﺩ ﻫــــﺮ ﺯﻥ ..ﺩﺧـﺘـﺮﺑـﭽـﻪ ﺍﯼ ﭼــﻬﺎﺭﺳـﺎﻟـﻪ ﺑـﺒـﯿـﻦﮐـ...

قــــــــــــــرص پیتــــزایی🍕 🍕

همیشه مهربان میمانم .... حتی اگر هیچکس قدر...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ²⁰ لباسام رو عوض کردم و رفتم بیرون ...

Part 6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط