𝖕𝖆𝖗𝖙20
𝖕𝖆𝖗𝖙20
چند روز بعد، تهیونگ وارد دفتر شد. رنگش پریده بود.
«جونگ کوک.»
«چی شده؟»
«شایعه شده. توی باندها.»
«چی؟»
تهیونگ مکث کرد.
«میگن جونگ کوک یه محافظ جدید داره. یه دختر. و اون دختر...»
«چی؟»
«میگن دختر پارک جینوئه.»
سکوت.
جونگ کوک سرد شد.
«از کجا فهمیدن؟»
«نمیدونم. ولی همه جا پخش شده. باند شمالی هم میدونه.»
جونگ کوک بلند شد.
«لیسا رو خبر کن. الان.»
تهیونگ رفت.
جونگ کوک سمت پنجره رفت. پشتش به اتاق.
«لعنت.»
❤️🖤
بچه ها شرط بزارم یا نه
دفعه قبلی ناراحتم کردید سرش کلی صبر کردم
خب دلم نمیاد شرط ندارید
ولی پیام ناشناس فراموش کنید من میدونمو شما ها
چند روز بعد، تهیونگ وارد دفتر شد. رنگش پریده بود.
«جونگ کوک.»
«چی شده؟»
«شایعه شده. توی باندها.»
«چی؟»
تهیونگ مکث کرد.
«میگن جونگ کوک یه محافظ جدید داره. یه دختر. و اون دختر...»
«چی؟»
«میگن دختر پارک جینوئه.»
سکوت.
جونگ کوک سرد شد.
«از کجا فهمیدن؟»
«نمیدونم. ولی همه جا پخش شده. باند شمالی هم میدونه.»
جونگ کوک بلند شد.
«لیسا رو خبر کن. الان.»
تهیونگ رفت.
جونگ کوک سمت پنجره رفت. پشتش به اتاق.
«لعنت.»
❤️🖤
بچه ها شرط بزارم یا نه
دفعه قبلی ناراحتم کردید سرش کلی صبر کردم
خب دلم نمیاد شرط ندارید
ولی پیام ناشناس فراموش کنید من میدونمو شما ها
- ۳۵۶
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط