{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

morning bitter⁦⁦⁦ 🌅

morning bitter⁦⁦⁦ 🌅
Part 13



در خانه همه چیز آرام بود سوا داخل اتاق لباس آیین رو درمیاورد و لباس خونه تنش می‌گرد سئو جون و هه جون داشتن با هم حرف می‌زدن اما همه چیز در هم بود

چرا هیچ کس درباره وثیتنامه حرفی نمی‌زند یا اعتراضی نمی کند

بله تمام کسانی که چشم دوخته بودند تا مرگ او را ببینند برای اموالش مثل گرگ درنده در کمین اند البته که دوجین راهی برای گذشتن از این مشکل قبل از مرگ پیدا کرده است که دست گرگان را از اموالش و اسم و رسمش کوتاه کند .


جویونگ : اون _وو قراره تا یک ماه آیین بیاد و خونه شما زندگی کنه.


اون _ وو : بله به من سعی می‌کنم داخل یه ماه تمام تلاشم بکنم که میل آیین به آمدن به سئول زیاد شه ؛اما برای وصیت نامه چیکار کنیم ؟



جویونگ : توی وصیت نامه همه چیز به نام مادره و دیگه جای بحث ندارد مگر اینکه مادر بخواد تقسیم ارث کنه .

هه جون :جالبه !بابا دقیقاً یک هفته قبل فوتش وصیتنامه رو تنظیم و امضا کرد

اون -وو: درسته ! پس ارثی فعلا تقسیم نمیشه.و البته باید تکلیف این که مامان قراره کجا زندگی کنه رو مشخص کرد.

یونگی : مامان صددرصد جایی نمیره ،میخواید از خودش بپرسید ؟ ولی من مامانم رو میشناسم.


سوجون : مامان ! ی دقیقه بیا !

سریو: اومدم ! چی کار داری ؟

سوجون : مامان من نمیخوام دخالت کنم اما دایی میاد اینجا یا سما میری خونه دایی؟؟

سریو : معلوم که دایت میاد اینجا ! و با چول سو هم حرف زدم و قبول کرده .

سوجون :باشه


ویو هه جون :اگر مامان بخواد انقدر سریع تصمیم بگیره به آیین آسیب میزنه ،بلاخره مامان باید اینو درک کنه که آیین حداقل باید ۲_۳روز بعد مرگ بابا توی خونه به مونه

ویو جویونگ : دایی تقریباً ۹ ماه قبل مرگ پرد همسرش رو از دست داد چرا باید این همه اتفاقات بدونه حتی یک سال فاصله از طرفی دایی هیچ نیازی به ما نداره پس چرا باید به این سادگی قبول کنه که با مامان بخواد زندگی کنه !


⁦⁦(✪㉨✪)⁩⁦(✪㉨✪)⁩⁦(✪㉨✪)⁩⁦(✪㉨✪)⁩⁦(✪㉨✪)⁩⁦(✪㉨✪)⁩

سلام.....🎀
امیدوارم که همه حالتون عالی باشه !
یه مدت گوشی دستم نبود از فردا پارت های بیشتری میزارم
دیدگاه ها (۰)

morning bitter

morning bitter

#عشق‌یاهوس پارت 8رفتم زندان قصر از دست میونگ خونم به جوش اوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط