{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقی دوباره²

عشقی دوباره²
p⁴
+سلام بیبی(لبخند)

_...باز تو؟(عصبی)

+خیلی ممنون باهام سر قرار اومدی لیدی(لبخند)

_دست از سرم بر نمیداری

+گفته بودم نه...ا.ت واسه یه دقیقه هم شده وایسا حرف بزنم

_ببخشید من با مافیا ها حرف نمیزنم

+تو از کجا میدونی

_دیروز اومده بودی خونمون اخبار نشونت داد

+اها

_دیدن خوبی بود آقای جئون(بلند شد)

+(بلند شد)کجا؟

_خونه آقا شجاع

و رفتم بیرون

پشتمو نگاه کردم دیدم داره دنبالم میاد

_هوففف چقدر کنه هست(زیرلب)

+بیبی صبر کن

_منو اینجوری صدا نکن!

+گوش کن حداقل

_همون شب گوش دادم

+ولی حرفام تغییر کرده

_ببخشید ولی دیگه حرفی باهات ندارم

و قدم هام رو تند تر کردم

فکر کنم رفت

صدای بوق ماشین اومد انگار یکی  جلوی ماشین اومد

_اه مردکه کلاش

دیدم یه دسته گل دستشه داره میدوئه سمتم میاد

+بیا گل برای گل(گل رو بروم گرفت)

_گلو بده به یونا...اهه الان وقت بارون بود

+میخوای باهام بیای

_گردباد هم بیاد باهات نمیام

+پس خودم میبرمت

_چی؟

از زیر پام گرفت و سمت ماشینش رفت

درو باز کرد و گذاشتم جلو خودشم سوار شد و شروع کرد به رانندگی

یه نگاه به لباسم کرد و پوزخند زد

_چته؟

+دیگه از این لباسا نپوش اون س*ی*ن*ه های س*ک*س*ی*ت و س*ف*ی*د*ت معلومه

_با من نسبتی ندا‌...

+داری بیبی زنمی

_ایششش

سرم رو به ماشین تکیه دادم که دیدم دستش روی رونم هست

دستش رو اونور انداختم که دوباره دستش رو گذاشت

بیخیال شدم و گذاشتم کارشو بکنه

دستش رو از رونام به زیر ش*ر*ت*م برد و دستش رو روی پ*و*ص*ی*م کشید

_اههه بس کن دیگه
دیدگاه ها (۷۲)

عشقی دوباره²p³بعد از کار کوک، احساس کردم که دارم از خشم منفج...

این گل برای کسایی که همیشه کامنت میزارن و لایک میکنن🎀🛐@argha...

#مافیای_من پارت پنجمویو ا/ت: جیمین: هی دختره ی هرزه چرا داری...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط