{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم تو

چشم تو
کاش مے‌دیدم چیست
آنچہ از چشم تو تا عمق وجودم جارےست
آه وقتے کہ تو لبخند نگاهت را مےتابانے
بال مژگان بلندت را
مےخوابانے
آه وقتے کہ تو چشمانت
آن جام لبالب از جان‌دارو را
سوے این تشنہ جانِ سوختہ مے‌گردانے
موج موسیقے عشق از دلم مےگذرد
روح گل‌رنگ شراب در تنم مےگردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم مےکند،
اے غنچہ ےرنگین، پرپر

من در آن لحظہ کہ چشم تو بہ من مے‌نگرد
برگ خشکیده ایمان را در پنجہ باد
رقص شیطان خواهش را در آتش سبز
نور پنہانے بخشش را در چشمہ مہر
اهتزاز ابدیت را مے‌بینم

بیش از این سوے نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یاراے تماشایم نیست
کاش مے‌گفتے چیست
آنچہ از چشم تو
تا عمق وجودم جارےست...
دیدگاه ها (۲)

تو را قسم به عشقمان دگر مرا رها مکنبه عاشقانه ها قسم به دل ...

چقدر شعر بگویم برای چشمانت؟چگونه اشک بریزم بدون دستانت؟چقدر ...

نشانے قلبت راهرگز ازیاد نبرده امفرسنگہا هم کہدور باشےهوایت ک...

باید امشب در کنارت محشری بر پا کنمبا شراب عشق تو صد عقده دل...

سخت‌ترین هنرِ جهان، لبخند زدن در لحظه‌ای است که تمامِ ستون‌ه...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط