{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یلدا ترین شب من

یلدا ترین شب من
شبی بود

که تو عاشقانه به دوست داشتن من

اعتراف کردی
و از شدت شوق
چشمانم بی خواب شد

و ساعت از هم نشینی با او

از هیجان ثانیه ها را دو بار
تکرار می کرد

و من هم عاشقانه
با خیال رویاهایت
پر از بوسه های

شبانه می شدم
دیدگاه ها (۴)

سخت می ترسم از آینده سالها بگذردپیر شده باشم ولی تو هنوز نیا...

ای کاش یکی می آمد به تنهایی ام اخطار می داد و با کارت قرمزدر...

دستم همیشه در دستت بود ولی نمی دانم چرا از دست رفتی ؟

ای کاش یکی می آمد به تنهایی ام اخطار می داد و با کارت قرمزدر...

ای کاش بدانیدوست داشتنت خورشید نیستکه لحظه ای بیاید و لحظه ا...

وقتی تو مدرسه اذیتت می کردپارت11رسیدم عمارتشون کم کم بچه ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط