{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخندے

میخندے
و من هر بار
پشت لبخند تو پنهان میشوم
وهیچکس نمیداند
این
لب ها
هزار بار
جان
مرا
نجات
داده اند
بدون اینکه دستے داشته باشند!
زن ها را میتوان
بایک بوسه زنده کرد...
حتے یادشان را ...
دیدگاه ها (۱)

همین که عاشق چیزے یا کسےشدے، قلبت را باید براے شکستن آماده ک...

بوم را گذاشتم جلوے پنجرهنشستم تصویرِ رفتنت را نقاشے کنمبه جا...

میدونےموقع تولد وقتے خدا داشت بدرقمون میکرد چے گفت؟!گفت دارے...

این فاصله ها محکومند . . .تو حق مُسلمِ من هستے ؛کودتا میکنم ...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وششم | نامه‌ی مادرلانا پاکت رو با دست‌ها...

‌من هیچ تصوری از آقای خوابیده در ذهنم ندارم؛تصور من از تو هم...

‌من هیچ تصوری از آقای خوابیده در ذهنم ندارم؛تصور من از تو هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط