girl from nowhere

/girl from nowhere/
p3
.
.
.
شب صبح میشه...
اتاق داخل سکوته...
کل شب بیدار مونده بودن و از اینکه دوباره همچین اتفاقی بیوفته خواب به چشمشون نیومد..
هوان به پلیس زنگ میزنه پلیس سریع میرسه
صحنه رو به پلیس نشون میدن پلیس هم پیگیری میکنه..
شب بعد همه بیدار بودن هوان قهوه خورده بود و نشسته بود پاهاش رو تکون میداد و با دستاش بازی میکرد مونگ هین به هوان نگاه میکنه

مونگ هین: هوان...میدونم داری به چی فکر میکنی...بسپارش به پلیس ها

هوان: اونا پیداش نمیکنن! چرا هنوز پیداش نکردن اگر این پرونده مثل پرونده ی نونا دوباره بسته بشه چی؟ به همین راحتی نمیتونیم عضومون رو فراموش کنیم!

هان مین: ما نمیتونیم بریم داخل جنگ اونم شب

هوان: من میتونم...

شیون: اینقدر احمق نباش هوان نمیتونیم هیچ کدوممون نمیتونه...

ته مین: هوان!

هوان: چیه؟

ته مین: منم باهات میام!

شیون: ته مین!

ته مین: نمیتونیم دست رو دست بزاریم! پلیس ها هیچ کاری انجام ندادن ماه ها گذشته میفهمی؟

سو آ: اهههه منم هستم!

هان مین: سو آ؟!

سو آ: بیخیال خیلی باید احمق باشیم که به پلیس اعتماد کنیم این همه ادم مردن همشون به پلیس اکتفا کردن و مردن! وقتی که مین شی گم شد یه راست رفتیم پیش پلیس اما گفتن باید 24 ساعت بگذره!

جیهو:...

کانشی: منم پایم..

ته مین: باشه پس...

شیون: پس منم هستم فقط میمونه...جیهو..

جیهو:...باشه..میام

همشون..جمع میشن و میرن البته با وسیله میرن سمت جنگل ار خونه خیلی دور میشن تو راهشو رد ها خون میبینن نفسشون میگیره..جلو تر میرن بعد از یک ساعت گشتن میرسن به یه خونه...که ازش صدای داد و فریاد میاد...جیهو سریع میدوه سمت خونه و درش رو باز میکنه هوان و بقیه هم پشت سرش میرن هیچکاس جز یه پسر که اونجا زخمی بود هوان و جیهو سریع میدون سمتش وقتی نزدیک تر میان میبینن مینشیه همه نفس راحت میکشن ولی مینشی پاش به شدت خونی بود و دستاش تا ارنج زخمی بود ار سرش خون میریخت صورتش کبود بود ولی کمترین حاجی که اسیب دیده بود صورتش بود...
مینشی رو از اونجا میبرن بیرون سریع با کمی گم و گور شدن برمیگردن خونه جیهو پشت سر همه میدوید تا کسی گم نشه خودش که گم نمیشد رسیدن داخل خونه
نانو روی صندلی داخل اتاقشون نشسته بود همشون از ترس گرخیده بودن و خشکشون زده بود او نانو سرش رو کج کرد و لبخند زد...
دیدگاه ها (۱)

دقیقا😂وای فقط نکن نکن

🗣-2025 رو نصب کنید خیلی خوبه=2025

سیزن جدید...درحال اپلود..

p6s2. . . گاردش پایین میاد و از پله ها میوفته... ناخوداگاه د...

"سرنوشت " p,42...ته : باشه خانم کوچولو( خنده ).بعد از حرف ته...

فیک مافیای سیاه من part 9

ONLY MINE PART 11ا/ت . با دیدن ون چهره ته دلم لرزید اما ون ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط