سفید و سیاه🤍🖤
سفید و سیاه🤍🖤
# قسمت ۲۷: «کنترل از دست رفته» 🤍🖤
**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آکوتاگاوا - صبح**
آتسوشی هنوز داره آروم انگشتاشو روی گونهی آکوتاگاوا حرکت میده. آکوتاگاوا چشماش بستهست.
**آتسوشی:** *(زمزمه)* ریونوسوکه... وقتی اینجوری هستی خیلی متفاوتی.
**آکوتاگاوا:** *(بدون باز کردن چشماش)* چطور؟
**آتسوشی:** *(قرمز میشه)* ...نرمتری.
آکوتاگاوا چشماشو باز میکنه. نگاهش مستقیم توی چشمای آتسوشیه.
**آکوتاگاوا:** *(آروم)* فقط پیش تو.
---
**صحنه ۲ - داخلی: آپارتمان - ادامه**
آکوتاگاوا آروم دستشو میاره بالا، انگشتاشو زیر چونهی آتسوشی میذاره و سرشو کمی بالا میاره. فاصلهشون خیلی کمه.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* آتسوشی... میتونم؟
آتسوشی چشماشو میبنده.
آکوتاگاوا آروم لبشو میذاره روی لبای آتسوشی. اول آروم و ملایم - مثل همیشه. ولی آتسوشی بیاختیار کمی نزدیکتر میشه.
همین یه لحظه کافیه.
آکوتاگاوا کنترلش از دست میره. دستش از زیر چونهی آتسوشی میره پشت سرش و محکم نگهش میداره. بوسه عمیقتر و طولانیتر میشه.
آتسوشی نفسش بند میاد. دستاشو محکم دور یقهی آکوتاگاوا مشت میکنه.
---
**صحنه ۳ - داخلی: آپارتمان - ادامه**
وقتی جدا میشن آتسوشی نفس نفس میزنه، مثل لبو قرمزه. ولی آکوتاگاوا ول نمیکنه.
نگاهش میره روی گردن آتسوشی. آروم سرشو میاره پایین و لبشو میذاره روی گردنش - اول یه بوسهی آروم، بعد شروع میکنه به مکیدن.
**آتسوشی:** *(با صدای لرزون)* ری... ریونوسوکه...
آکوتاگاوا جواب نمیده. دندوناشو آروم روی گردن آتسوشی فشار میده. آتسوشی بیاختیار دستاشو دور گردن آکوتاگاوا حلقه میکنه.
آکوتاگاوا سرشو بالا میاره. نگاهش تیره و گرمه، چیزی توش هست که آتسوشی تا حالا ندیده.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* مال منی.
آتسوشی مثل لبو قرمزه، قلبش داره میترکه.
**آتسوشی:** *(با صدای خشدار)* ...میدونم.
آکوتاگاوا پیشونیشو میذاره روی پیشونی آتسوشی. هر دو ساکتن. فقط صدای نفسهاشونه.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* هر صبح میخوام اینجوری باشه.
**آتسوشی:** *(لبخند میزنه، چشماش برق میزنه)* منم.
**پایان قسمت ۲۷** 🤍🖤
# قسمت ۲۷: «کنترل از دست رفته» 🤍🖤
**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آکوتاگاوا - صبح**
آتسوشی هنوز داره آروم انگشتاشو روی گونهی آکوتاگاوا حرکت میده. آکوتاگاوا چشماش بستهست.
**آتسوشی:** *(زمزمه)* ریونوسوکه... وقتی اینجوری هستی خیلی متفاوتی.
**آکوتاگاوا:** *(بدون باز کردن چشماش)* چطور؟
**آتسوشی:** *(قرمز میشه)* ...نرمتری.
آکوتاگاوا چشماشو باز میکنه. نگاهش مستقیم توی چشمای آتسوشیه.
**آکوتاگاوا:** *(آروم)* فقط پیش تو.
---
**صحنه ۲ - داخلی: آپارتمان - ادامه**
آکوتاگاوا آروم دستشو میاره بالا، انگشتاشو زیر چونهی آتسوشی میذاره و سرشو کمی بالا میاره. فاصلهشون خیلی کمه.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* آتسوشی... میتونم؟
آتسوشی چشماشو میبنده.
آکوتاگاوا آروم لبشو میذاره روی لبای آتسوشی. اول آروم و ملایم - مثل همیشه. ولی آتسوشی بیاختیار کمی نزدیکتر میشه.
همین یه لحظه کافیه.
آکوتاگاوا کنترلش از دست میره. دستش از زیر چونهی آتسوشی میره پشت سرش و محکم نگهش میداره. بوسه عمیقتر و طولانیتر میشه.
آتسوشی نفسش بند میاد. دستاشو محکم دور یقهی آکوتاگاوا مشت میکنه.
---
**صحنه ۳ - داخلی: آپارتمان - ادامه**
وقتی جدا میشن آتسوشی نفس نفس میزنه، مثل لبو قرمزه. ولی آکوتاگاوا ول نمیکنه.
نگاهش میره روی گردن آتسوشی. آروم سرشو میاره پایین و لبشو میذاره روی گردنش - اول یه بوسهی آروم، بعد شروع میکنه به مکیدن.
**آتسوشی:** *(با صدای لرزون)* ری... ریونوسوکه...
آکوتاگاوا جواب نمیده. دندوناشو آروم روی گردن آتسوشی فشار میده. آتسوشی بیاختیار دستاشو دور گردن آکوتاگاوا حلقه میکنه.
آکوتاگاوا سرشو بالا میاره. نگاهش تیره و گرمه، چیزی توش هست که آتسوشی تا حالا ندیده.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* مال منی.
آتسوشی مثل لبو قرمزه، قلبش داره میترکه.
**آتسوشی:** *(با صدای خشدار)* ...میدونم.
آکوتاگاوا پیشونیشو میذاره روی پیشونی آتسوشی. هر دو ساکتن. فقط صدای نفسهاشونه.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* هر صبح میخوام اینجوری باشه.
**آتسوشی:** *(لبخند میزنه، چشماش برق میزنه)* منم.
**پایان قسمت ۲۷** 🤍🖤
- ۱۳۱
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط