{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با آدَمِ عاشِق دَربارِه مَعشوقِه‌ش صُحبَت نَکُن؛

با آدَمِ عاشِق دَربارِه مَعشوقِه‌ش صُحبَت نَکُن؛
با آدَمِ مُومِن دَرباره دین وَ ایمانِش؛
با کَسی که رو شُغلِش مُتِعَصِبه دَربارِه کار وَ حِرفِه‌اَش...!
خیلی زود میفَهمی هیچ تَفاوُتی نَداره چیزی کِه میخوای بِگی خوبه یا بَد،
دَر هَر صورت مُکالِمه با آدَمِ مُتِعَصِب، دوسَر باخته وَ تو مُتَهَم میشی..!
با مَنم دَرموردِ آدَمی کِه تُو با چِِشمات می‌بینی وَ مَن با قَلبَم می‌بینَمِش، بَحث نَکَن :)
_
مُهِم تَرین اِتِفاقاتِ زِندِگی هَم
به وَقتِش اَگَر اِتِفاق نَیُفتَد،
مَزه اَش را اَز دَست میدَهَد..!
مَثَلاً هَمین مَن..!
"تُو" را
دُرُست دَر هَمین لَحظه...
دَر هَمین حال...
دَر هَمین فَصل،
کِنارِ هَمین روزهایِ کِسِل کُنَنده اَم میخواهَم...♥!
دیدگاه ها (۹)

بِزَن‌بیرون‌ا‌َز‌تَنهایی‌بَرگَرد‌کِنارَم‌💛

....💛

آدَما به هَمون اَندازه كه قَد می‌كِشن، حَسرتایِ زِندِگيشونَم...

دَمِ غروبی دِلمون گرفته بود، هِی میگُفتیم یَعنی اونَم از کَل...

دفتر خاطرات آرا

Part:11

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت¹⁹ | اون مال منهمراسم عروسی بالاخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط