🎬 دو پارتی — «وقتی ا/ت یک روز جای جین رفت» 😂🔥 پارت اول —
🎬 دو پارتی — «وقتی ا/ت یک روز جای جین رفت» 😂🔥 پارت اول — «یه پیشنهاد عجیب»
ا/ت تازه از دانشگاه برگشته بود که دید همهی اعضا توی اتاق نشستهاند.
جین: خوشکله، بالاخره اومدی!
ا/ت: چی شده؟ چرا همه اینجان؟ 😂
نامجون: مکنهی گروه، یه مشکل کوچیک داریم.
ا/ت: چه مشکلی؟
جیمین: موچی کوچولو، فردا یه برنامهی تلویزیونی داریم و جین نمیتونه بیاد.
جین: متأسفانه یه کار ضروری دارم. 😭
شوگا: پیشی، تو فقط میخوای یه روز استراحت کنی. 😂
جین: دقیقاً! 😌
جیهوپ: سانشاینم، تهیهکننده گفته یکی باید جای جین توی برنامه باشه.
ا/ت: خب... یکی از خودتون بره.
تهیونگ: بچه کوچولو، قرعهکشی کردیم.
ا/ت: و...؟
جونگکوک: بچه... اسم تو دراومد. 😂
ا/ت: چییی؟! 😭
جین: خوشکله، فقط باید یک روز نقش منو بازی کنی!
ا/ت: محاله! 😂
نامجون: مکنهی گروه، نگران نباش. همه کنارتیم.
ا/ت: اگه خرابکاری کنم چی؟
شوگا: پیشی، نگران نباش. احتمالاً جین بیشتر خرابکاری میکنه. 😂
جین: هی!
فردای آن روز، ا/ت وارد استودیو برنامه شد.
مجری: امروز یک مهمان ویژه داریم!
ا/ت با تعجب به دوربین نگاه کرد.
ا/ت: من واقعاً نمیدونم چرا اینجام. 😂
پشت صحنه، اعضا از مانیتور برنامه را نگاه میکردند.
جیهوپ: سانشاینم، عالی شروع کردی! ☀️
جیمین: موچی کوچولو، فقط استرس نداشته باش.
تهیونگ: بچه کوچولو، خودت باش!
جونگکوک: بچه، تو میتونی! 😎
جین: خوشکله، یادت نره جای منی! خیلی بامزه باش! 😂
ا/ت: جین، صدات از اون پشت میاد! 😑
همه خندیدند.
اما ناگهان مجری گفت:
«و حالا وقت بخش سخت برنامه است؛ ا/ت باید به تنهایی یک چالش بزرگ انجام بده!»
ا/ت چند لحظه به دوربین نگاه کرد.
ا/ت: خب... فکر کنم وقتشه ببینیم واقعاً میتونم جای جین رو بگیرم یا نه. 😎🔥
ادامه دارد... 👀
نویسنده: الیسا ✍️💜
ا/ت تازه از دانشگاه برگشته بود که دید همهی اعضا توی اتاق نشستهاند.
جین: خوشکله، بالاخره اومدی!
ا/ت: چی شده؟ چرا همه اینجان؟ 😂
نامجون: مکنهی گروه، یه مشکل کوچیک داریم.
ا/ت: چه مشکلی؟
جیمین: موچی کوچولو، فردا یه برنامهی تلویزیونی داریم و جین نمیتونه بیاد.
جین: متأسفانه یه کار ضروری دارم. 😭
شوگا: پیشی، تو فقط میخوای یه روز استراحت کنی. 😂
جین: دقیقاً! 😌
جیهوپ: سانشاینم، تهیهکننده گفته یکی باید جای جین توی برنامه باشه.
ا/ت: خب... یکی از خودتون بره.
تهیونگ: بچه کوچولو، قرعهکشی کردیم.
ا/ت: و...؟
جونگکوک: بچه... اسم تو دراومد. 😂
ا/ت: چییی؟! 😭
جین: خوشکله، فقط باید یک روز نقش منو بازی کنی!
ا/ت: محاله! 😂
نامجون: مکنهی گروه، نگران نباش. همه کنارتیم.
ا/ت: اگه خرابکاری کنم چی؟
شوگا: پیشی، نگران نباش. احتمالاً جین بیشتر خرابکاری میکنه. 😂
جین: هی!
فردای آن روز، ا/ت وارد استودیو برنامه شد.
مجری: امروز یک مهمان ویژه داریم!
ا/ت با تعجب به دوربین نگاه کرد.
ا/ت: من واقعاً نمیدونم چرا اینجام. 😂
پشت صحنه، اعضا از مانیتور برنامه را نگاه میکردند.
جیهوپ: سانشاینم، عالی شروع کردی! ☀️
جیمین: موچی کوچولو، فقط استرس نداشته باش.
تهیونگ: بچه کوچولو، خودت باش!
جونگکوک: بچه، تو میتونی! 😎
جین: خوشکله، یادت نره جای منی! خیلی بامزه باش! 😂
ا/ت: جین، صدات از اون پشت میاد! 😑
همه خندیدند.
اما ناگهان مجری گفت:
«و حالا وقت بخش سخت برنامه است؛ ا/ت باید به تنهایی یک چالش بزرگ انجام بده!»
ا/ت چند لحظه به دوربین نگاه کرد.
ا/ت: خب... فکر کنم وقتشه ببینیم واقعاً میتونم جای جین رو بگیرم یا نه. 😎🔥
ادامه دارد... 👀
نویسنده: الیسا ✍️💜
- ۱۳۵
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط