{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:73

کیم با عصبانیت وارد ماشین شد و یونگی هم سوار صندلی شاگرد شد.

•آروم باش، مرد.. شاید هم تقصیر هوسوک نباشه

مرد ماشین را روشن کرد و سمت عمارت کیم حرکت کرد.

+کسی جز من و تو و اون عوضی جای فلش رو نمیدونست

•باشه، اصلا بیا قبول کنیم که این کار هوسوک باشه... ولی خب دلیلش چیه؟ این چه سودی برای اون داره؟

مرد از عصبانیت به فرمان ماشین ضربه زد.

+چون نمیخواد یکی دیگه هم قربانی این انتقام کوفتی بشه!

•انتقام؟ مگه هنوز بهش فکر میکنی؟

صدای تهیونگ پایین آمد و کمی میلرزید.

+نمیدونم.. ولی.. اگه نتونم عمو منو هم یک بی عرضه مثل هوسوک میبینه.. من...

•کیم.. بس کن.. سانگوو خیلی وقته که مرده.. این انتقام از همون اولش هم یک عذاب بود برای همه ما

+ما... کدوم ما؟ تنها کسی که عذاب کشید من بودم.. پدر و مادرم جلو چشمم مردن.. هردوشون بخاطر پدر جونگکوک..

•الان که جیهون مرده.. میشه تمومش کنی؟ این انتقام عاقبت خوبی برای هیچکدوممون نداره..

جوابی از مرد شنیده نشد.. بعد چند مین به عمارت رسیدند.
کیم بدون اینکه ماشین را پارک کند از آن پیاده شد، در عمارت را با لگد باز کرد و وارد شد.

+هوسوک!

مین پشت سر او راه افتاد.

•تهیونگ، از رو عصبانیت کاری نکن، آروم باش-

مرد گوش نکرد و به طبقه بالا رفت، در اتاق کیم را باز کرد.. هوسوک مشغول صحبت با تلفن بود.

×بعدا بهت زنگ میزنم

تماس را قطع کرد و رو به کیم کرد

×چته؟ در زدن بلد نیستی؟

تهیونگ سمت او حمله کرد و مشتی به صورتش کوبید.
هوسوک به عقب رفت و بینی اش را گرفت که خونریزی میکرد

+کار تو بود؟! تو اون فلش لعنتی رو به جونگکوک دادی؟!

کیم دوباره به پسر عمویش حمله کرد و یقه اش را گرفت.

+جواب منو بده، حرومی.. کار تو بود.. نه؟ جواب بده!!

خون از بینی هوسوک بر روی لبانش میریخت.. ولی مرد خندید.

×آره.. من فلشو بهش دادم.. وای انگار ندیدش.. صدای آه و ناله هاتون عمارتو پر کرده بود.. تو چه آدم سنگ دلی هستی، کیم تهیونگ.. اون پسر عاشقته.. و تو..

حرف مرد با برخورد مشت به صورتش قطع شد.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

فالوشههhttps://wisgoon.com/jeon-hanmin

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:72دختر رو به تهیونگ کرد و عصبی خندید. ~تو چه آدم...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:50بوسه ادامه داشت.. جونگکوک توان مقاومت نداشت.. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط