{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:71

÷طبق آزمایش DNA انجام شده، جواب آزمایش نشون میده که.. خب.. جواب منفیه و باید اینو بهتون بگم که اصلا هیچ بچه ای وجود نداره.. خانم آنا، شما حامله نیستید

با تموم شدن حرف دکتر پوزخند روی لب های دختر محو شد.
جونگکوک خندید.

-میدونستم! میدونستم دروغه!

و کیم و یونگی در سکوت با پوزخندی به یکدیگر نگاه میکردند و یونگی به آرامی سر تکان داد.

ولی واکنش یک نفر از همه متفاوت تر بود.. جیمین..

^چرا دروغ گفتی، آنا؟

پارک از یک دوست نزدیک نا امید شده بود.. دستی به صورتش کشید و سعی کرد حال بدش را پنهان کند.

~دروغه.. این.. این عوضی دروغ میگه!

آنا سمت جونگکوک رفت تا دستانش را بگیرد ولی تهیونگ او را کنار زد.

~کوک... لطفا باورم کن، من حامله ام..اون دکتر عوضی رشوه گرفته تا دروغ بگه!


مین با صدایی خونسرد گفت.

•سوال اینه که کی به دکتر رشوه داده.. مگه نه، مو خرمایی؟

دختر رو به یونگی کرد.

~چی داری میگی.. منظورت چیه!

جیمین نتونست تحمل کند و سیلی محکمی به آنا زد.

^دروغ گفتن رو بس کن! همه چیز رو شده چرا داری ادامه میدی؟!

اشک در چشمان دختر جمع شد.. از هرکس انتظار این سیلی را داشت.. ولی از جمین نه..

~جیمی.. تو هم.. باورم نداری؟..

و بالاخره کیم تهیونگ حرف زد.

+مدرکش هست، مو خرمایی، حرفات با دکتر کارن و پول دادنت.. قبول کردن حقیقت انقدر برات سخته؟

کیم رو به یونگی کرد.

+پخشش کن

یونگی صدای ضبط شده رو پخش کرد و همه ساکت شدند

*~دکتر کارن، دارم بهتون میگم وضعیتم اضطراریه..*

*÷دارم جدی میگم بهتون.. امکان انجام این کار نیست*

*~دو برابر اینو هم بخوای بهت میدم.. فقط اون آزمایش فاکینگ رو عوض کن*

*صدای بم یونگی که درحال ضبط صدا بود شنیده شد*

*•دروغگوی بچ...*

*÷چقدره؟*

*~فعلا 20 هزار دلار.. ولی نگران نباش.. بعد انجام کارت دو دسته دیگه هم بهت میدم، دکتر کارن*

*÷اگر کسی بفهمه شغلمو از دست میدم..*

*~نگران نباش.. هیچکس متوجه نمیشه.. تو فقط جواب اون آزمایش رو عوض کن.. بقیش با من*

*÷قبول... اوکی..*

*آنا آرام خندید.*

*~ممنونم دکتر*

و صدا قطع شد.

+خب؟ فکر کنم نمایشت تموم شد، آنا
_______________________________________________
شرایط پارت بعد:
لایک: 55
کامنت: 100
و 5 تا فالوور جدید🙂‍↔️
متفاوت باشید🫵🏻
دیدگاه ها (۱۱)

*پارت 67 داخل پیج اسمات گذاشته شده دوستان*

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:57~صبر کنمین برگشت و به آنا نگاه پرسشی کرد~من.. ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:70با اومدن دختر یونگی کلافه آهی کشید. •انگار بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط