{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری است حلقهٔ در میخانه‌ایم ما

عمری است حلقهٔ در میخانه‌ایم ما
در حلقهٔ تصرف پیمانه‌ایم ما

از نورسیدگان خرابات نیستیم
چون خشت، پا شکستهٔ میخانه‌ایم ما

مقصود ما ز خوردن می نیست بی غمی
از تشنگان گریهٔ مستانه‌ایم ما

چون خواب اگر چه رخت اقامت فکنده‌ایم
تا چشم می‌زنی به هم، افسانه‌ایم ما

#صائب
دیدگاه ها (۱)

کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینیچو شمع از چشم گریان اشک...

بیا که با سر زلفت قرار خواهم کردکه گر سرم برود برندارم از قد...

خواستَم تا پیش جانانپیشکِش جان آوَرمپیش دَستی کرد عشق و جانم...

هر چه جز معشوق باشد پردهٔ بیگانگی استبوی یوسف را ز پیراهن شن...

عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه می دانی؟در شعله نرقصیدی، پروانه چه...

عاشق نشدی زاهد،دیوانه چه می دانی؟در شعله نرقصیدی،پروانه چه م...

"عاشق" نشدي زاهد، ديوانه چه ميداني؟در شعله نرقصيدي، پرو...

عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه میدانی؟در شعله نرقصیدی، پروانه چه ...

عاشق نشدی زاهدديوانه چه ميداني؟در شعله نرقصيدي، پروانه چه مي...

عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه میدانی؟در شعله نرقصیدی، پروانه چه ...

عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه میدانی؟در شعله نرقصیدی، پروانه چه ...

عاشق نشدی زاهد،دیوانه چه میدانی؟در شعله نرقصیدی، پروانه چه م...

عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه میدانی؟در شعله نرقصیدی، پروانه چه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط