{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک‌جونگکوک: اتاق۳۱۱

فیک‌جونگکوک: اتاق۳۱۱
part⁶⁸ آخر

جعبه‌ای کوچیک از جیبش بیرون آورد جلوی دختر زانو زد
در جعبه رو باز کرد. حلقه‌ای زیبا داخل جعبه قرار داشت

_ کیم چه‌مین، زَن زیبای زندگی من، مدت‌هاس که منتظر این لحظم تا بهت بگم‌چقدر عاشقتم کلمه‌ای برای توصیف عشقم نسبت بهت پیدا نمیکنم؛میخوام تا آخر عمر تا جایی که خدا بهم اجازه بده کنارت زندگی کنم، آیا بهم اجازه می‌دید و با ورودت زندگی رو قشنگ میکنی؟

دختر شکه شده بود
ذوق زده شده بود
از ذوق زبونش بَند آمده بود نمیدونست چیکار کنه

+اره اره اره(بلند)

با صدای بلند جواب بله رو به جئون داد
با ذوق از روی زمین بلند شد و دختر رو بغل و همدیگر رو بوسیدن
همه‌ی کسانی که داخل جشن بودن برای این دو زوج زیبا دست زدن

به چیزی که حقیقی بخوایش و دوست داشته باشی میرسی فقط نیاز به تلاش داره
یه کلمه‌ای هست به اسم 'آبایومی'
به معنی خوشبختی‌ای که بعد از یه موقعیت سخت به وجود میاد
بعد از هر طوفانی یه روز آفتابی میاد
هیج‌وقت ماه پشت اَبر نمیمونه
برای چیزی میخوای تلاش کن، جواب همه‌ای تلاش های که کنی رو روزی میبینی

این دو زوج زیبا با هم ازدواج کردن
به خوبی خوشی کنار هم به زندگی ادامه دادن و سمره‌ای عشقشان را دیدن
دختر پسری زیبا
اگه عشق حقیقی باشه مطمعن باش شدنیه

╞╟╚╔╩╦ ╠═ ╬╧╨╤

نویسنده: فیک اتاق۳۱۱ به پایان رسید
از همه‌تون خیلی ممنونم که تا اینجا همراهیم کردین و از حمایتاتون متشکرم♡
دیدگاه ها (۱۸)

فیک‌جونگکوک: اتاق۳۱۱ part⁶⁷+ برو بیمارستان_ چرا؟+ تیر خوردی ...

فیک‌جونگکوک: اتاق۳۱۱ part⁶⁶+ حالا میخوای چیکار کنی؟(اروم)_ ت...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:06پوزخندی زد.....-مجردی؟عصبان...

وقتی دوستت داشت ولی …p11

« قلدر عاشق»« پارت ششم »ته یونگ و کوک از اتاق بیرون اومدن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط