با تب تنهایی جانکاه خویش
با تب تنهایی جانکاه خویش
زیر باران می سپارم راه خویش
شرمسار از مهربانی های او
می روم همراه باران کو به کو
چیست این باران که دلخواه من است
زیر او چتر روانم روشن است
چشم دل وا میکنم
قصه یک قطره باران را تماشا میکنم
زیر باران می سپارم راه خویش
شرمسار از مهربانی های او
می روم همراه باران کو به کو
چیست این باران که دلخواه من است
زیر او چتر روانم روشن است
چشم دل وا میکنم
قصه یک قطره باران را تماشا میکنم
- ۱.۷k
- ۲۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط