{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام عمر مرا مهر آشنایی برد

تمام عمر مرا مهر آشنایی برد
تمام عشق مرا داغ بی وفایی برد
گذشت عمر و نیامد نگار و من مردم
بگوش او برسانید از جدایی مرد .
M.jahanshahi.n
دیدگاه ها (۴)

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

مرده بودمکه رسید عشق مرا نادی شدرشته عمر مرامهر تو الاجی کرد...

مرده بودمکه رسید عشق مرا نادی شدرشته عمر مرامهر تو الاجی کرد...

جمعه ها گذشت و نگار من نیامد دل به جان رسید و دلدار م...

یار با ما بی وفایی می کندبی گناه از من جدایی می کندشمع جانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط