{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیالت راحت ؛

خیالت راحت ؛
هم عادت می کنی ، هم فراموش ...
یک روز ، در حالی به خودت می آیی که گوشه ی فراغتت لم داده ای و همینطور که به آهنگِ مورد علاقه ات گوش می کنی و چای می نوشی ؛ چشمت به دلخوشی های تازه ای می افتد که برای خودت ساخته ای !
و آن لحظه تازه می فهمی معنای عادت کردن ، پذیرفتن و ساختن را ...
وقتی به تمام نداشته ها ، عادت کرده ای
نشدنی ها را پذیرفته ای
و برای خودت ، دلخوشی های تازه ساخته ای ...
-نرگس‌صرافیان‌طوفان
دیدگاه ها (۲)

پشت پنجره ایستاده ام. نارون پیر،،،ذهنم را خوانده‌ست...حالا؛ب...

-برای ما تسكينى در كار نيست...چون در ميان توده هاییكه مدام ر...

سخنی نمانده دیگرز چه گویم؟ ز که گویم؟ چه بگویم؟نه کلامی، نه ...

شنیدن عبارت دوستت دارم : برای یک مرد...او را برای مصاف با سخ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : هیچی ممنون و من...

سلام به تو از گذشته، در اینجا من تو را نمی شناسم، در این مقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط