{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با عجله راه میرفتم،

با عجله راه میرفتم،
ناگهان محکم به چیزی خورم
آدم بود...!
انتظار داشتم پرخاش کند؛ولی فقط لبخند زد و رفت....

گمانم انسان بود....
دیدگاه ها (۵)

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

مثه کفش لینداست....😉 😘 😘 😘

😘

Part 1: Starlit ستاره های دو قلب Encounterدر راهروهای باشکو...

لیلیوم خون سرد( پارت هجدهم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط