{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی به یک درخت جوان گفت کُنده‌ای  :

روزی به یک درخت جوان گفت کُنده‌ای  :

باشد که میزِ گوشه‌ی می‌خانه‌ای شوی!

 

تا از غمِ زمانه بیابی فراغِ بال

ای کاشکی نشیمنِ پیمانه‌ای شوی

 

یا این‌که از تو، کاسه ی «تاری» در آورند

شورآفرینِ مطربِ دیوانه‌ای شوی

 

یا صندوقی کنند تو را، قفل پشتِ قفل

گنجی نهان به سینه‌ی ویرانه‌ای شوی

 

اما زِ سوزِ سینه دعا می‌کنم تو را

چون من مباد آن‌که «درِ» خانه‌ای شوی!

 

چون من مباد شعله‌ور و نیمه‌سوخته

روزی قرین ِ آهِ غریبانه‌ای شوی

 

چون من مباد آن‌که به دستانِ خسته‌ای

در مویِ دخترانِ کسی شانه‌ای شوی



روزی به یک درخت جوان گفت کُنده‌ای:

«باشد که میزِ گوشه‌ی می‌خانه‌ای شوی»

 

 

#حسین جنتی
#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

می کشتمت! وساطت ایمان اگر نبودپروای نان و پاس نمکدان اگر نبو...

گاه در گُل می پسندد،گاه در گِل میکشدهرچه آدم می کشد، از خامی...

خلق شد در وسوسه ابلیس را یاری کندکاش چشمان تو کمتر مردم ازار...

تویِ شیرینی، تو اول! قند، دوم می‌شودمزه ی سوهان اعلا پیش تو ...

عاشقانه

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷...#میز اتاقت باشم...دستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط