{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک عمرگذرازتنهایی

یک عمرگذرازتنهایی



راه من...

اینک زیر نورافکن اوج شعرمن آخرین پرده
قصه قصه مردی که غرورش را رها نکرده 
هر چه ، هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود
مثل هیچکس نبود شبیه من بود
چون پرنده اگر لرزیدم زیر باران، اگر ترسیدم
وحشتم را به تو بخشیدم ،سقوطم را به چشم دیدم
حال فهمیدم چه دل شکن بود
این راه من بود، این راه من بود

صد آه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم
صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم
زخم چین پیرهن هدیه دوست وقتن رفتن بود
هرگز برنگشتم این راه من بود، این راه من بود

خواب خوب بی قفس بودم
بی تو رفتم با تو برگشتم
خواب خنده لحظه به لحظه
آخر خون ته شکنجه
این تمام خواب وطن بود 
این کار من بود ، این کار من بود 
در هم بودم بر هم بودم اما خود خودم بودم
سایه بودم شبنم بودم زخم گل را مرهم بودم
کارم از نو سرزدن بود 
این راه من بود ، این راه من بود...
دیدگاه ها (۱۹)

خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است عاری از خون پهنه ی ...

!!

ایران نگاه کن این جنگل است که ناباورانه می رویدبعد از حریق ه...

نمونه های جالب عکاسی به هم پیوسته

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ¹⁹ویو اِلا___*فردا شب *از صبح...

گردباد مرگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط