نشست تو ماشین

نشست تو ماشین
دستاش می لرزید
بخاری رو روشن کردم،
گفت: ماشینت بوی دریا میده
گفتم: ماهی خریده بودم!
گفت: ماهی‌مرده که بوی دریا نمیده!
گفتم: هر چیزی موقع مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگش می شده...
گفت: من بمیرم، بوی تورو میدم؟
دیدگاه ها (۳)

#25 یادت گرامیبیشتر از این ناراحتم که مردن آدما این روزا چقد...

یک وقت تو دلتنگ یک آدمی هستی. خب، هستی.. دلتنگی و خاطراتت را...

میگف کم کم بزرگ میشی و از یه جایی به بعد میفهمی که نمیتونی م...

این روز ها فکر ها مجال حرف زدن را به من نمیدهندنمیدانم چه شد...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_279منو به خودش فشردو گ...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭³ دسستم رو گذاشتم روی دستش که مث چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط