یبارم بچگیام رفته بودم آمپول بزنممیترسیدم نمیذاشتم بزنن

یبارم بچگیام رفته بودم آمپول بزنم،میترسیدم نمیذاشتم بزنن،











مادرم انقد کتکم زد درد آمپوله رو دیگه حس نکردم
دیدگاه ها (۱)

فساد ملکه پاکی ها

بامداد٤دی؛٣٠سال قبل...عملیات شروع شد...غواصابه آب زدن،امریکا...

‏یه آدمایی رو هیچوقت از دست ندههمونایی که با خنده هات میخندن...

‏ای واااای ...بدبخت شدیم کلید گم شده

گریه نه گریه چیه 😫😫😫

ظهور ازدواج )( پارت ۳۱۰ فصل ۳ ):کفشام؟ لبخند عميقي زد که هر...

آی .. آی... بابا تروخدا نزن... ببخشید ...دیگه ....تکرار نمیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط