من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم
من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم
چون سایه عدم بود سراپایِ وجودم
بر غیرتِ من عیب مگیر ای همه خوبی!
وقتیکه بهاندازه حُسنِ تو حسودم
تقدیر من از بندِ تو آزادشدن نیست
دیدی که گشودی در و من پر نگشودم!
من نغمه نی بودم و چون مویه عشاق
با آه درآمیخته شد بود و نبودم ..
چون سایه عدم بود سراپایِ وجودم
بر غیرتِ من عیب مگیر ای همه خوبی!
وقتیکه بهاندازه حُسنِ تو حسودم
تقدیر من از بندِ تو آزادشدن نیست
دیدی که گشودی در و من پر نگشودم!
من نغمه نی بودم و چون مویه عشاق
با آه درآمیخته شد بود و نبودم ..
- ۷۷.۱k
- ۲۵ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۰۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط