{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم

من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودم
چون سایه عدم بود سراپایِ وجودم

بر غیرتِ من عیب مگیر ای همه خوبی!
وقتی‌که به‌اندازه حُسنِ تو حسودم

تقدیر من از بندِ تو آزادشدن نیست
دیدی که گشودی در و من پر نگشودم!

من نغمه نی بودم و چون مویه عشاق
با آه درآمیخته شد بود و نبودم ..
دیدگاه ها (۱۰۳)

من کی‌ام تا دل نبازم پیش چشم کینه‌جویتکاین سیه با یک اشارت ب...

بی مرزتر از عشقم و بی خانه‌تر از بادای فاتح بی لشگر من خانه‌...

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم...

کاش می شد بنویسم چه نوشتی با چشمکاش می گفت عبارت چه اشارت کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط