{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من کی‌ام تا دل نبازم پیش چشم کینه‌جویت

من کی‌ام تا دل نبازم پیش چشم کینه‌جویت
کاین سیه با یک اشارت بشکند قلب سپاهی

بینمت چونان که بیند منعمی را بینوایی
رانی‌ام چونان که راند بنده‌ای‌ را پادشاهی

گفتم از بیداد زلفت خویشتن را وارهانم
اشتباهی بود لیکن بس مبارک اشتباهی

گر به ‌چاه افتند کوران‌، عذرشان باشد ولی من
با دو چشم باز رفتم‌، تا درافتادم به چاهی..
دیدگاه ها (۴۴)

بی مرزتر از عشقم و بی خانه‌تر از بادای فاتح بی لشگر من خانه‌...

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های رازآخر مرا شناختی ای چشم آشناچ...

من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودمچون سایه عدم بود سراپایِ وجو...

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط