{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ببندید و بگویید که من

در ببندید و بگویید که من

جز از او از همه کس بگسستم

کس اگر گفت چرا باکم نیست

فاش گویید که عاشق هستم

قاصدی گر خبر آورد ز دور

زود پرسید که پیغام از کیست

گر از او نیست بگویید آن زن

دیرگاهیست در این منزل نیست...
دیدگاه ها (۱)

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۲۳ | «حرفی که نصفه ماند» 🖤...

داستان عاشقانه جدید

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

پارت ۴۷ — نامه‌ای که نرسیددو ماه از تبعید یورا گذشته بود.حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط