سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد
اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد

من و تو پنجره های قطار در سفریم
سفر مرا به تو نزدیک تر نخواهد کرد

ببر به بی هدفی دست بر کمان و ببین
کجاست آنکه دلش را سپر نخواهد کرد

خبرترین خبر روزگار بی خبری ست
خوشا که مرگ کسی را خبر نخواهد کرد

مرا به لفظ کهن عیب می کنند و رواست
که سینه سوخته از «می» حذر نخواهد کرد
دیدگاه ها (۱)

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

تو چهره کامیل دقت کرد. این که چقد آروم و دوست داشتنی به نظر ...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرداگر منم که دلم بی تو سر ن...

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرداگر منم که دلم بی تو سر ن...

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد ...

سفر نگو! که دل از خود سفر نخواهد کرداگر منم که دلم بی تو سر ...

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرداگر منم که دلم بی تو سر ن...

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد                         ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط