{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌می خواستم همانجا روی زمین بخوابم. بخوابم و زمانی که خواب

‌می خواستم همانجا روی زمین بخوابم. بخوابم و زمانی که خواب هستم، اتفاقی بیفتد. هر اتفاقی. یک معجزه. شاید خاطره ای چسبناک؛ که رویاها به جا می گذارند، وقتی بیش از اندازه، واقعی به نظر می رسند....






چنین زخمه‌ هایی روحم را می ‌لرزاندند- اگر فقط می ‌دانستی!
دیدگاه ها (۳)

گریستم، اشک تنها تسلی‌بخش من بودو لب فرو بستم، بی‌ هیچ شکوه‌...

شروع کرده بودم به یافتن خود... تقریبا چیزی نبودم، در نهایت ف...

دخترخانمThis is the thousandth time that you have made this ...

انسان از آن چیزی که بسیار دوست می‌دارد، خود را جدا می‌سازد.د...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سفیر کبیر Grand Ambassador

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط