هذیان نمیگویم ولی تب دارم این شب ها

هذیان نمیگویم ولی تب دارم این شب ها
من دود... ، نه ! ابری شدم ، میبارم این شب ها

با قرص های خواب آور خو گرفتم من
دست خودم هم نیست، من ناچارم این شب ها

با عکسهایی هم که بعد از رفتنت بردی
مبهوت جای میخ بر دیوارم این شب ها

سنگینی این غم مرا از پا درآورده
بر شانه های شهر خود سربارم این شب ها

بعد از تو در آغوش خود هم من نمیمانم
همخواب کاغذها و یک خودکارم این شب ها

از دیده ام رفتی ولی از دل نخواهی رفت
در انتظار لحظه ی دیدارم این شب ها

یک شهر خالی شاه میخواهد چکار اصلا؟
تنها ترین سردار این دربارم این شب ها
#میلاد_میرزایی
دیدگاه ها (۱)

هیاهوی ڪَنجشڪ هالرزش قلب صنوبرها و بوی خوش نسیماز لابه‌لای د...

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

بعضی موسیقی‌ها فقط شنیده نمی‌شوند، با تمام وجود حس می‌شوند؛ ...

آغاز قصه، تو بودی، بابای مهربانمآغاز غصه، رفتنت شد، ای تمامِ...

خداوندا، تو می‌دانی چه سخت است آدمی بودن، میانِ این‌همه اندو...

دو چیز هیچوقت از یاد آدم نمیره

عشقم میدونی جان و جهان منیهم رفیقمی هم عشقمی و همدم زندگیمیو...

👰🏻🤵🏻... نو بیا و بمون برایم اینیار خودم یک عمر به دورت میگری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط