{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 7

Part 7
تهیونگ ات رو برد پیشه اجوما و همه چیزو توضیح داد بعد تهیونگ رفت آجوما گفت خب دخترم بیا دنبالم
سوزی جاسمین رویان بیاین خانم رو ببرین حمام و تمیزش کنید و جاسمین تو براش لباس آماده کن رؤیان و سوزی خانم رو حموم کنید و تمیزش کنید با همه موارد که میدونید بعد
ات رو تمیز کردن خیلی سفید و لباسشم عوض کردن تمیز خوشگل شده بود بعد اجوما گفت دخترم تاحالا با یه پسر تو رابطه جن°س°ی رفتی یا ن
- نه تاحالا کسی بهم دست نزده
اجوما گفت ناز°ایی ؟
- نه
اجوما گفت خدا رو شکر
باش
سوزی ات رو ببر پیشه اربآب

سوزی یه چشم گفت و الا رو راهنمایی كرد به سمت دفتر جونگ کوک بعد رسیدن و در زد
+ بیا تو (سرد )
سوزی گفت ارباب خانم رو آوردم با نامرا وارد دفتر شد جونگ کوک خوشکش زد ات واقعا خوشگل شده بود
+ بیا بشین ات سوزی تو بیا بیرون کارت دارم
بعد ات رفت نشست بعد جونگ کوک سوزی رو برد بیرون
+ چی شد ات باکره هست یا نه ؟
سوزی گفت تمیزه تمیزه
+ باش میتونی بری درمورد ات هم به ندیمه ها بگو حرفی رد و بدل نشه نمی‌خوام دشمنم پارک جیمین لعنتی چیزی بفهمه
دیدگاه ها (۰)

Part8سوزی گفت چ‍...چ‍شم+ گمشو بعد سوز...چ‍ش...چ‍شم+ گمشو بعد...

Part 9چند ثانیه گذشت جونگ کوک گفت+ چه شرطی ؟؟- کمکم کن قاتل ...

Part 6 ات خوشکش زده بود بعد تهیونگ یهو بشکن زد ات برگشت سر ...

Part 5بادیگارد درو برای ات باز کرد بعد که ات پیاده شد ﷼ سلام...

part53 عشق پنهاننویسنده: جونگ کوک به زور دستش رو بلند کرد سم...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط