Part 6
Part 6
ات خوشکش زده بود بعد تهیونگ یهو بشکن زد
ات برگشت سر جای خودش
- من هنوز قبول نکردم
+ بهتره قبول کنی عزیزم وگرنه بد برات تموم میشه
- الان داری تهدید میکنی؟
+ اره مشکل داری بگو مشکلتو حل کنم
- مشکل دارم هزار تا هم هست
اولن هزار تا دختر بیرؤن هست چرا من ؟
دومن مگه منو از سر راه آوردی من فقط دکترتم
سومن به مثال صیغت شدم نزنه به سرت که صیغه بودنؤ برداری یهو زنو شوهر بشیم بعدش بچه دار بشیم ؟
چهارمن من هنوز کوچیكم زوده واسه من
+ یکم نفس بگیر خانمم
از بین این هزار نفر تو فقط چشممو گرفتی از تو سرم بیرون نمیرئ و همینطور تو قلبم
از سر راه هم نیاوردم میدونم دکترمی زنمم میشی بهتر میشه صیغمم که شدئ ممکنه هم من بزنه به سرم هم تو ممکنه عاشق من بشی
ولی بهتر چون من عاشقت شدم ؤ .... بعد جونگ کوک پاشد اومد کنار ات وایساد گفت
+ اگه بچه دار شدیم مخصوصا مادر بچم تو باشی خیلی خوب میشه بچه هامم خیلی خوشگل درمیان ؤ یکمئ هم شیطونی میکنیم ( چشمک زد بهش بعد رو به تهیونگ گفت)
ات با حرص گفت
-من نمیخوام زنت بشم میخوام از اینجا برم ...
جونگکوک به این حرف الا محل نداد رو به تهیونگ گفت
+ داداش ات رو ببر و بسپرش به اجوما و ندیمه ها بهشون تاکیید کن ک تمیزش کنن و یه کوچولو موهاشو حالت بدن نیازی به آرایش هم نیست خودش خوشگله و لباس باز هم نپوشونن تنش و به اجوما بگو که ببینه نامرا باکره هست یا نه
....
ات خوشکش زده بود بعد تهیونگ یهو بشکن زد
ات برگشت سر جای خودش
- من هنوز قبول نکردم
+ بهتره قبول کنی عزیزم وگرنه بد برات تموم میشه
- الان داری تهدید میکنی؟
+ اره مشکل داری بگو مشکلتو حل کنم
- مشکل دارم هزار تا هم هست
اولن هزار تا دختر بیرؤن هست چرا من ؟
دومن مگه منو از سر راه آوردی من فقط دکترتم
سومن به مثال صیغت شدم نزنه به سرت که صیغه بودنؤ برداری یهو زنو شوهر بشیم بعدش بچه دار بشیم ؟
چهارمن من هنوز کوچیكم زوده واسه من
+ یکم نفس بگیر خانمم
از بین این هزار نفر تو فقط چشممو گرفتی از تو سرم بیرون نمیرئ و همینطور تو قلبم
از سر راه هم نیاوردم میدونم دکترمی زنمم میشی بهتر میشه صیغمم که شدئ ممکنه هم من بزنه به سرم هم تو ممکنه عاشق من بشی
ولی بهتر چون من عاشقت شدم ؤ .... بعد جونگ کوک پاشد اومد کنار ات وایساد گفت
+ اگه بچه دار شدیم مخصوصا مادر بچم تو باشی خیلی خوب میشه بچه هامم خیلی خوشگل درمیان ؤ یکمئ هم شیطونی میکنیم ( چشمک زد بهش بعد رو به تهیونگ گفت)
ات با حرص گفت
-من نمیخوام زنت بشم میخوام از اینجا برم ...
جونگکوک به این حرف الا محل نداد رو به تهیونگ گفت
+ داداش ات رو ببر و بسپرش به اجوما و ندیمه ها بهشون تاکیید کن ک تمیزش کنن و یه کوچولو موهاشو حالت بدن نیازی به آرایش هم نیست خودش خوشگله و لباس باز هم نپوشونن تنش و به اجوما بگو که ببینه نامرا باکره هست یا نه
....
- ۱۴۱
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط