{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هاییی باگزی ها من باز گشتم بالاخره حالمم خوبه نگران نشید

هاییی باگزی ها من باز گشتم بالاخره حالمم خوبه نگران نشید و الان پارت های امروز و چهار شنبه رو میزارم لذت ببرید : )
هفت پسر + دختر
پارت ۳۸

چشمش به هوپی خورد که خون کل ناحیه شکمش رو گرفته به سرعت سمتش رفت و تیکه پارچه ای از لباسش رو که کنده بود روی دو تا گلوله ای که به شکم هوپی خورده بود گذاشت
+ داداش هوپی نفس بکش الان کمک میاد باشه منو ببین
هوپی با لبخند به یونا که بغضش رو نگه داشته بود نگا کرد و دستش رو روی دست خونی یونا گذاشت
٪ ن...ن...نگرن نبا.....ش کو...چول...لو من....ب...بد..تر..از..اینا....شم..دی...دیدم..
دختر سعی میکرد تا حد توانش جلوی خونریزی رو بگیره بغض گلوش رو گرفت قطره اشک پشت قطره اشک از چشماش پایین میریخت به بقیه نگا کرد ته که به سختی از درد نفس میکشید یونگی که سعی میکرد راه خون ریزیش رو ببنده جین که به نامجون میگفت وضعیتت خوب نیست و بشینه دختر به ارومی لب زد
+ کوکی کو ؟
به اطرافش نگا کرد کوک نبود
$من اینجام
یونا به سمت صدا برگشت و تو تاریکی کوک رو دید که شونش رو گرفته
+ کوکی خوبی ؟
$ اره کوچولو نگران نباش حواست به هوپی هیونگ باشه
دختر باشه ای زیر لب گفت و فشار بیشتری به زخم هوپی داد که هوپی اخی زیر لب گفت
صدای پا از بالا اومد که به سرعت سمت پناه گاه حرکت میکرد جیمین نبود چون نمیتونست با اون تیری که خورده با این سرعت پایین بیاد دختر به سرعت اسلحه ی کنار جی هوپ رو برداشت و به سمت در نشانه گرفت سایه ی مردی دیده شد پسر به پله اخر رسید خواست سمت ته بره که دختر داد کشید
+ نزدیکش نشووووو برو عقب
پسر متوجه دختر شد که یه تفنگ تو دستشه دستش رو اروم بالا برد
¥ سلام خانم کوچولو من اومدم کمک
با صدای اون پسر کوک سرش رو بالا اورد
$خدای من جی جی
+ میشناسیش
$ اره یونا تفنگ رو بزار زمین اون اومده کمکمون
دختر به ارومی و با تردید تفنگ رو پایین اورد پسر به سرعت ته رو بلند کرد و سمت بالا برد
¥الان بقیه تون رو هم میارم
با رفتن جی جی یه پسر دیگه اومد که به نظر بزرگ تر بود پایین اومد
/سلام نامجون
نامجون و جین سمت صدا برگشتن و چن چن و دیدن چن چن سمتشون رفت و جین رو بلند کرد و نامجونم به سختی از دیوار رفت بالا شوگام همین طور هوپی هم با کمک کوک و جی جی بالا رفتن و همه سوار یه ون شدن که با ماژیک رنگ شده بود شدن
مقصد : ماشین........
دیدگاه ها (۰)

هفت پسر + دختر پارت ۳۹ معلوم شد که جی جی دکتره و داخل ماشین ...

هفت پسر + دختر پارت ۴۰ و تعجب کرد فیلیکس بود+فیلیکسسسسس خدای...

پارت ۶ چشمام رو باز میکنم احساس درد رو توی کمرم حس میکنم کمر...

پارت ۵+ ببین این چیه # یعنی چی که چیه ؟+ تو اتاق کوک پیدا کر...

عشق پنهانی

I like this mistake.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط