{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمیگویم کسی « بی درد » نیست....

من نمیگویم کسی « بی درد » نیست....

لیک می گویم که فصل سوختن،
آب را هم می توان آموختن...

« خنده ها »
را می توان تقسیم کرد
گریه ها را می توان
« ترمیم » کرد...

گر خطر می بارد از این فصل سرد
دوستی را باید اول « بیمه » کرد...

« عشق » با لبخند مردم،
زنده است
زندگی هم با
« تبسم » زنده است
دیدگاه ها (۴)

.

.

برف می بارید و ما خاموش،فارغ از تشویش،نرم نرمک راه می رفتیم....

تصور اینکه چگونه انسان می‌تواند آنقدر ازانسانیت فاصله بگیرد ...

پارت ۶۴

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط