{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهـی آرزو میکـنم ...

گاهـی آرزو میکـنم ...


کـاش هـرگـز نـمیدیـدمـت تا امـروز غــم نـدیدنـت را بخورم!!!


کـاش لبـخـندهایـت آن قـدر زیبا نبـود کـه امـروز آرزوی دیـدن یـک لحـظه فـقط یک 

لحـظه از لبخـندهای آرامـش بخـشت را داشته باشم!


کـاش چشـمان معـصومـت بـه چشمانـم خیـره نمیشـد تا امـروز چشـمان مـن به یـاد 

آن لحـظه بـهانه گـیرند و اشـک بـریزنـد!


کـاش مهـربانیـت را حـس نـکرده بـودم تـا امـروز محتـاج نـگاه مهـربانـت باشم!


کـاش نـمیدانسـتی کـه چـقدر دوستـت دارم تـا امـروز با خـود نگـویم :

"چـرا؟ او که میـدانسـت چـقدر دوستـش دارم"!!
دیدگاه ها (۲)

از اول میدونستم تو سهم من نیستی ولی بی دلیل دوست داشتم.........

برای دوست داشتنتمحتاج دیدنت نیستم...اگر چه نگاهت آرامم می کن...

تورا به اندازه تمامی کسانی که ندیده ام دوست دارمتو را به  ان...

پارت ۲

سفیر کبیر Grand Ambassador

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط