بهر دلم که دردکش و داغدار توست
بهر دلم که دردکش و داغدار توست
داروی صبر باید و آن در دیار توست
یکبار نام من به غلط بر زبان نراند!
ما را شکایت از قلمِ مشکبار توست
بر پارهکاغذی، دو سه مَدّی توان کشید
دشنام و هرچه هست، غرض یادگار توست
تو بیوفا، چه باز فراموشپیشهای
بیچاره آن اسیر که امّیدوار توست!
هان! این پیامِ وصل که اینک روانهاست
جانم به لب رسیده که در انتظار توست
داروی صبر باید و آن در دیار توست
یکبار نام من به غلط بر زبان نراند!
ما را شکایت از قلمِ مشکبار توست
بر پارهکاغذی، دو سه مَدّی توان کشید
دشنام و هرچه هست، غرض یادگار توست
تو بیوفا، چه باز فراموشپیشهای
بیچاره آن اسیر که امّیدوار توست!
هان! این پیامِ وصل که اینک روانهاست
جانم به لب رسیده که در انتظار توست
- ۱۹.۰k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط