{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی هی همش قربون صدقه اش میری.....
چان داخل اتاق کارش و مشغول امضای یه سری برگه بود و در همین حین چیزایی زیر لب میگفت:
_زن که نگرفتم رسماً بچه به سرپرستی گرفتم، واقعا نمیفهمم چرا باید با این سن براش گربه شم و بخاطر مخالفتم سر همین باهام قهر کنه ایش
همینجور که داشت با خودش غرغر میکرد بعد از چند تقه در اتاق توسط تو باز شد...
×گوشیت داره زنگ میخوره
_اینهمه راه اومدی نیوردیش؟
×چرا باید همچین کاری کنم؟
چان حرصی از سر جاش بلند شد و رفت سمت گوشیش و مشغول حرف زدن با فردی بود که بهش زنگ زده بود
از نظر خودش زیادی عصبی بود ولی از نظر تو؟ حسابی کیوت بود و شدیدا دلت میخواست بری و یه لقمه ی چپش کنی
دیگه نتونستی تحمل کنی و رفتی سمتش و روی پاهاش نشستی و دستاتو دور گردنش حلقه کردی که بهت اشاره کرد داره با تلفن صحبت میکنه ولی تو بی توجه بهش گونه اشو به دندون کشیدی و گاز محکمی از شدت کیوت بودنش از گونه اش گرفتی که اروم ناله ای کرد و بعد از یه خداحافظی کوتاه تلفن رو قطع کرد و با لحنی جدی اما کیوت شروع به غرغر کردن کرد
_یاااا ا/ت...مگه نمیبینی دارم با تلفن صحبت میکنمم؟
لبخند ملیحی زدی و سرشو محکم گرفتی تو بغلت
×پسر کیوت خودمی، قربونت برم من که انقد کیوتی
_چ...چی؟ کیوتتت؟ من الان جدی ام هااا
_ولی برای زیادی کیوتی
_نه بابا....فکر کنم این چند روز زیادی راحت بودی نه؟
×چطور؟
_الان که به التماس کردن انداختمت میفهمیم واقعا کیوتم یا که نه
و بعد بلندت کرد و بردتت سمت اتاق خواب....

نصفه شبی....البته که نمیشه گفت نصفه شبی، الان ساعت 4:26 دقیقه صبحه😂😂 هوس کردم براتون پست بزارم
صبح ساعت 8 هم که کلاس مجازی دارم، بهتر از این نمیشه😂😂
دیدگاه ها (۳۵)

#درخواستی#سه_پارتیوقتی........... Part 1با قطع شدن آهنگ ا/ت ...

#درخواستی #سه_پارتی وقتی........... Part 2اعضا تقریباً دوماه...

عاممم، بنظرتون وایب کدوم یکی از اعضا رو میدم؟ و کنجکاوم بدون...

#درخواستی #تکپارتیوقتی هی همش قربون صدقه اش میری..... با ورو...

"شب‌خاص"'پارت اول'P¹با سرعت زیادی رانندگی می‌کرد. با دوستش د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط