{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانم هر بار که از خانه بیرون میروی

میدانم هر بار که از خانه بیرون میروی
چشمانِ بسیاری هستند که تورا نگاه میکنند
و زیبایی خیره کننده ات باعثِ حیرتشان میشود.
میدانم که چهار چرخ سواران بسیاری
همچو چهار پایان به دنبالت میفتند و
چند دقیقه ای برایت وقت میگذارند،
اما عزیز جانم
باورکن
همه ی آن ها فقط تو را برای چند دقیقه یا حداکثر
چند ساعت میخواهند و بعد،از تو یک ویرانکده به جای میگذارند.
اما من تو را برای تمام عمر
برای تمام روز های زندگی ام میخواهم...
برای تمامِ صبح هایی که چشم هایم تمنایِ نگاهت را میخواهند.
و شب هایی که در آغوش تو غرق شوم...
ارثیه ی آنچنانی ندارم
خودم هستم
و یک قلب به وسعت یک سرزمین
که آن هم به تو تقدیم میکنم.
میدانی...
من تو را
فقط تو را
با تمام وجودم میخواهم...
دیدگاه ها (۱)

هیچ چیز بیهوده تر از این نیست که انرزی ات را صرف نگرانی کنی....

زندگی عمر کردن نیست،بلکه "رشد" کردن استعمر کردن کاری است که ...

.از روی جدول راه رفتن خجالت نکش!از ادا در آوردن در آیینه ی آ...

یک کلمه،یک کلمه را به خاطر بسپار و دیگر مشکلی نخواهی داشت.کل...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۵پادشاه گرگ ها : پس امدی فر...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط