عشق در نگاه اول. پارت ۱
عشق در نگاه اول. پارت ۱
لیا:یاعیز خیلی استرس دارم روز اول دانشگاهه چیکار کنم؟
یاعیز:اروم باش من کنارتم راستی چاعانم توی کلاس خودمونه با الیساو پلین وتوانا...
لیا:خیلی خوشحال شد که چاعان هم توی کلاسشون هست و چشماش برق زد
دانشگاه
لیا:هایییی من اومدم اکیپ یهو تا لیا
چاعان رو دید خجالت کشید و لبخند زد
چاعان: سلام خوبی لیا خیلی انرژی داری معلومه نمی دونستم تو هم توی کلاس ب هستی خوبه که اینجایی
لیا:اره منم خوشحالم(بایه لبخند کوتاه)
توانا: اووو بهتره ما بریم تا یکم خلوت کنن کاپل های عزیزمون با( یکم خنده)
لیا:نه اینجوری نیست
توانا باشه باشه اینجوری نیست
یاعیز :بچه ها پس الیسا و پلین؟؟
توانا:نمیدونم عشقم اخرین بار توی مدرسه دیدمشون.
لیا:یاعیز خیلی استرس دارم روز اول دانشگاهه چیکار کنم؟
یاعیز:اروم باش من کنارتم راستی چاعانم توی کلاس خودمونه با الیساو پلین وتوانا...
لیا:خیلی خوشحال شد که چاعان هم توی کلاسشون هست و چشماش برق زد
دانشگاه
لیا:هایییی من اومدم اکیپ یهو تا لیا
چاعان رو دید خجالت کشید و لبخند زد
چاعان: سلام خوبی لیا خیلی انرژی داری معلومه نمی دونستم تو هم توی کلاس ب هستی خوبه که اینجایی
لیا:اره منم خوشحالم(بایه لبخند کوتاه)
توانا: اووو بهتره ما بریم تا یکم خلوت کنن کاپل های عزیزمون با( یکم خنده)
لیا:نه اینجوری نیست
توانا باشه باشه اینجوری نیست
یاعیز :بچه ها پس الیسا و پلین؟؟
توانا:نمیدونم عشقم اخرین بار توی مدرسه دیدمشون.
- ۳.۱k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط