{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرد است

سرد است
وبادها خطوط مرا قطع می‌کنند
آیا در این دیار کسی هست که هنوز
از آشنا شدن
با چهره‌ی فنا شده‌ی خویش
وحشت نداشته باشد؟
آیا زمان آن نرسیده‌ست
که این دریچه باز شود، باز، باز
که آسمان ببارد

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۰)

جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرارِ یک تکراراگر جایی به حال خویش...

دلم گرفته ازین سنگدل خراب آباد به سیم می زنم آخر، هرآنچه باد...

حيدربابا! آغاجلارین اوجالدیاما حیفجاوانلارین قوجالدی#شهریار

در حال دویدن پرواز می کنیم، گاهی دست در دست هم به دنبال پیدا...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

( دو ماهه که این نامه رو آماده کردم ، هفته پیش دادمش دست رفی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط