{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مشت میکوبم بر در

مشت میکوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم ، خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بکشم
آی ! با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم !
که صدایم به شما هم برسد !
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند !
از شما خفته ی چند
چه کسی می آید با من فریاد کند
دیدگاه ها (۲)

ﺩﻝ ﺁﺩﻡ ...ﭼﻪ ﮔﺮﻡ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﮔﺎﻫﻲ ﺳﺎﺩﻩ ... ﺑﻪ ﻳﮏ ﺩﻟﺨﻮﺷﻲ ﮐﻮﭼﮏ ...ﺑ...

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ ﮐﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ...

فکــر می کــردمدر قلب تــــــو...محکومم به حبــس ابد...!به ی...

میخکوب شده ام .......خدایا!کمکم کنچیزی بفرست برای قـُربانی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط