{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Our_life_again

#Our_life_again
#ᏢᎪᎡͲ_⁵⁷

میخواست از کنارم رد شه که دستشو گرفتم و بو*سیدمش.....
در تلاش برای پس زدنم بود....
گردنش رو گرفتم....
بعد چند ثانیه باهام همکاری کرد....
وقتی سرش رو ول کردم.....
به چشمام نگاه کرد.....
+این چه غلطی بود تو کردی!؟
-بدت نیومد!
+حق نداری بهم دست بز....
-دارم! این حقو!
+چی؟ تو چیکارمی!؟؟؟
-دوست پسرتم!
+ها؟؟؟؟؟
-"هم من میخوام هم اون پس چرا نمیشه؟" الان داره میشه!
+فالگوش وایساده بودی فضول؟؟؟؟
-گفتی یا نگفتی!؟
+خیله خب باشه من گفتم!
-تبریک میگم
+چی؟
-دیگه مجرد نیستی
خندش گرفت....
چرا اینقدر زیبا بود.....
یه صحنه....
یه همچین چیزی رو قبلا هم دیده بودم....
همه اینا، چه معنایی داره؟
با دیدن خندش منم خندم گرفت.....
دیدگاه ها (۰)

#Our_life_again#ᏢᎪᎡͲ_⁵⁸-باید بهشون بگیم؟+به کیا؟؟-به بچه ها!...

مگه چش بود؟🥲🥲

#Our_life_again#ᏢᎪᎡͲ_⁵⁶+ببخشید....نمیخواستم دوباره پیشت گریه...

هعیییی

پارت هفتم - قاتل عاشق من

عشق آغشته به خون🔪🩸پارت 1ویو هارونا:هارونا تو دفترش بود داشت ...

𝒫𝒶𝓇𝓉 ②⑥چهره ناراحتی به خودم گرفتم و در حالی که از پنجره به ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط