{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منشین با من! با من منشین!

منشین با من! با من منشین!
تو چه دانی که چه افسونگر و بی‌پا و سرم؟
تو چه دانی که پس هر نگه ساده‌ی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی‌ست؟
یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی‌ست؟ 
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی‌خویشتنم
پوپکم! آهوکم!
تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم!
دیدگاه ها (۱)

رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو نداردبا لعلت آب حیوان آبی به جو...

هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگرکه من از دست تو فردا بروم جای...

چه خوش است بوی عشق از نفس نیازمنداندل از انتظار خونین دهن از...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دردم این است که من بی‌ تو دگراز جهان ...

ابلیس

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

پارت: 7 (بخش1) **زاویه دید: زین**عمارت استون همیشه بوی خاصی ...

پارت 180

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

شاهکاری به نام دروغ

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط