{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیوان صدابردار بود، عاشق صدای سکوت بود

کیوان صدابردار بود، عاشق صدای سکوت بود
یه نوار بهم می داد میگفت اینو بذار تو دستگاه.
سکوت محض بود ، بعدش میگفت این صدای غار علیصدره یا مقبره بایزید بسطامی
اون اوایل آشناییمون من یه تصادف بد داشتم
چند ماه افتاده بودم توی رخت خواب
گاهی کیوان میومد چند ساعت توی خواب صدای نفس کشیدنم رو ضبط می کرد و می رفت خونه گوش می داد
شما خودتونو بذارید جای من، عاشقش نمی شدین؟

فیلم: اژدها وارد می شود
اثر: #مانی_حقیقی
دیدگاه ها (۱)

مرد زندانی می خندید...ندانستم به زندانی بودن خودش میخندیدیا ...

🔹 خودداری مریم بربط جودوکار ملی پوش همدانی از دست دادن با یک...

P3🍋‍🟩هانیل با قدم های شمرده و حساب شده به سمت آشپزخانه رفت و...

تکپارتیمامان ات : دختر دو دقیقه می تونی حرف نزنی من نفس راحت...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ ات وارد اتاق کار کوک ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط