{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان موج دیا پارت

رمان مꨭـ︩͠وج دࢪیᩫا _ پارت‌۱
ادامه ی زندگیم<<<<

وقتی بیدار شدم تنها جایی که دیدم...
فقط نور بود تمام صورتم رو نور گرفته بود..
زندگیم شیرین بود ۅ زیبا‌ فرشته ها‌ دورم جمع‌ شده بودن
یه‌ صدای اومد ... تق تق..درو باز کردم و چاقو...
وقتی‌ خواستم بلند‌‌ شم نتونستم درد کل‌ بدنمو گرفته بود
چشمام داشت بسته میشد ...
وقتی بیدار شدم تو یه‌ دنیای دیگه بودم!..
و تنها نور بود...
گل های سفید‌‌ !...
یه جایی‌ شبیه بهشت! ...
خب ادامه ی رمان فردا یا شب 🗿🍥
لایک کامنت بالای ۷۰ تا وگرنه رمان کنسله🎭
دیدگاه ها (۰)

رمان بنویسممم؟؟؟؟🎀🗿🚬 𓂃 ˖࣪ ‌ ‌ ‌࣭࣪ 𓂃 ˖࣪ ‌ ‌ ‌࣭࣪𓂃 ˖࣪ ‌

ۼࢪۏݭڪ ڪۅﭼﯡࢦۅ᩼์𖫰᮫᜔̣۫🦢ᩘຼꨶ᮫ِ.⌯

بیب من برمیگردمپارت : 90( جنی ) با سر درد شدید و عجیبی بیدار...

دستی کلافه کشیدم به صورتم و لب زدم-کارای کلابو چیکار کنم؟-تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط