{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه کردم که فراموش کنم آه نشد

هر چه کردم که فراموش کنم آه نشد
رفتم از خاطر و ، دلتنگِ دلم گاه نشد
او که با عشق به آغوشِ دلم آمده بود
تکیه بر عقل زد و ، همنفسِ راه نشد
گفت اندیشه ی او با من و با من شدن است
کلبه ام آه ، ولی روشن از آن ماه نشد
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
هیمه بر آتشِ ما ریخت و همراه نشد
من حسودم به هر آنکس که نگاری بیند
سهمم از عشق به اندازه ی یک کاه نشد
دفترم پُر شده از بغض ، چه باید بکنم ؟
هر چه کردم که فراموش کنم ، آه نشد

#امیر_طاهری
🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷 🍀 🌷
دیدگاه ها (۱)

چون سرخ ترین سیب در آغــوش درختیسخت است تو را دیدن و از شاخه...

تو مثل خنده‌ی گل، مثل خواب پروانهتو مثل آن‌چه‌که ناگفتنی‌ست ...

⚜ آدم ها را... به زور کنار خودتان نگه ندارید... آدم ها را مث...

چه کنم با دل وامانده که دلتنگ شده؟ساز دلتنگیم امشب چه بد آهن...

پارت 177

My professor Part:67 گاهی نگاهمون به هم گره میخورد اما چشماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط