{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مسیح از مسیری می‌گذشت،

مسیح از مسیری می‌گذشت،
یک نفر با او برخورد نمود،
به محض دیدن مسیح به او فحاشی کرد
و گفت: «ای پسر حرامزادۀ بی‌اصل و نسب».
مسیح در پاسخ گفت:
«سلام ای انسان باشرافت و ارزشمند.»
اطرافیان از مسیح پرسیدند:
«او به تو فحاشی کرد، چه طور شما به او این قدر احترام می‌گذارید؟»
مسیح پاسخ داد:
.
«هر کسی آنچه را دارد خرج می‌کند.
.
چون سرمایۀ او این بود، به من بد گفت
و چون در ضمیر من جز نیکویی نبود
از من جز نیکویی در وجود نمی‌آید.
.
ما فقط آنچه را که در درون داریم
می‌توانیم از خود نشان دهیم.»
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه ات میمانم... نفـــسم ... ایـٰن منم که ﮔــﺎهــیﻓقــــ...

1 من همون ادم پریم...که دنیاش خالی از کینه نیست...سیگارم جون...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :خداوند سبحان در کلام و...

🔻سرمایه مقاومت نباید خرج منافع سیاسی یک جریان داخلی بشود! ✍🏻...

💠 ماجرای صحبت‌های اخیر دکتر قالیباف رو باز کنیم !🔺بهتره به ج...

‌#مهم✴️ بخشی از برکات اقتصادی جنگ و تنگه هرمزمقدمه کوتاه:عده...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۳

با نامِ خدایی که زیبایی را در پوشش و شکوه را در وقار نهاده ا...

💝 مسیح از مسیری می‌گذشت، یک نفر با او برخورد نمودبه محض دیدن...

عیسی مسيح از مسيري مي‌گذشت، يك نفر با او برخورد نمود. به محض...

🔻 حکایت ✍ #عیسی_مسيح از مسيري مي‌گذشت، يك نفر با او برخورد ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط