سخن چو می‌گویی،

سخن چو می‌گویی،
آفتاب بر می‌آید،
و می‌پذیرم من
که هیچ زشت و دروغ و دغا نمی‌پاید،
و می‌سرایم، با نایی از سکوت،
که مولوی حق داشت
هماره عاشق بودن را
هماره بسراید.

#اسماعیل_خویی
دیدگاه ها (۲)

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۵واقعاً همچین فکری...

برادر ناتنی

🖤 OBSESSION | وسواس پارت پنجم: فقط تا طلوع آفتابساعت ۲:۴۰ با...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

💠پیرو و شیعه واقعی، آبرو و زینت اهلبیت علیهم السلام است.عَنْ...

سناریو: ماه سرخ

سخن چو می‌گویی،آفتاب بر می‌آید،و می پذیرم منکه هیچ زشت و درو...

به‌ سوی من چو می‌آیی،تمام تن تپش و بال می‌شوم.چو در تو می‌نگ...

غنیمتی‌ست تورا داشتن.در این گذار، که پر وحشت است و پر ظلمات،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط