{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست
عشق را همواره با دیوانگی پیوند هاست

شاید اینها امتحان ماست با دستور عشق
ورنه هرگز رنجش معشوق را عاشق نخواست

چند می گویی که از من شکوه ها داری به دل؟
لب که بگشایم مرا هم با تو چندان ماجراست

عشق را ای یار با معیار بی دردی مسنج
علت عاشق٬ طبیب من! ز علت ها جداست

با غبار راه معشوق است راز آفتاب
خاک پای دوست در چشمان عاشق توتیاست

جذبه از عشق است و با او بر نتابد هیچ کس
هر چه تو آهن دلی او بیشتر آهنرباست

خود در این خانه نمی خواند کسی خط خرد
تا در این شهریم آری شهریاری عشق راست

عشق اگر گوید به می سجاده رنگین کن، بکن
تا در این شهریم، آری شهریاری عشق راست

عشق یعنی زخمه ای از تیشه و سازی ز سنگ
کز طنینش تا همیشه بیستون غرق صداست.

"حسین منزوی"
دیدگاه ها (۱)

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاکعشق گاهی رویش برگ است در ...

لب های تو لب نیست! عذابی ست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

تو را برای شبی عاشقانه کم دارمتو را برای دعای شبانه کم دارمت...

توکه احساس مرا این همه باور داریمی شود دست ازاین فاصله ها بر...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاستعشق را همواره با دیوانگی پ...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاستعشق را همواره با دیوانگی پ...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاستعشق را همواره با دیوانگی پ...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست عشق را همواره با دیوانگی ...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاستعشق را همواره با دیوانگی پ...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاستعشق را همواره با دیوانگی پ...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست عشق را همواره با دیوانگی...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاستعشق را همواره با دیوانگی پ...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست عشق را همواره با د...

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست عشق را همواره با دیوانگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط